شواهد جدید، وجود سیاره نهم منظومه شمسی را کاملا تایید می‌کنند

[ad_1]

آیا سیاره نهم منظومه شمسی واقعا وجود دارد؟ در این مدت بحث‌های زیادی درباره وجود این سیاره جدید شکل گرفه است. اکنون اما تحقیق جدیدی بیش از پیش واقعی بودن این سیاره را تایید می‌کند.

یک سال و نیم پیش، اولین شواهد از وجود سیاره نهم منظومه شمسی منتشر شد. در آن مقاله، جرم این سیاره فرضی ده برابر جرم زمین تخمین زده شده بود. شعاع مداری آن نیز حدود 700 واحد نجومی بیان شد. از آن زمان تاکنون مقالات زیادی منتشر شده که هرکدام وجود سیاره نهم را تایید و یا تکذیب کرده‌اند.

برخی اینطور استدلال می‌کنند که مدارهای اجرام خاصی از TNO ها (اجرام فراتر از مدار نپتون یا فرانپتونی ها) وجود سیاره نهم را تایید می‌کنند. در حالی که سایرین عقیده دارند اینگونه استدلال‌ها به علت نبود شواهد رصدی قابل اتکا نیست. آخرین تحقیقی که در این رابطه توسط دو اخترشناس از دانشگاه مادرید انجام شده، دید تازه‌ای به ما می‌دهد که این بحث‌ها را می‌تواند تمام کند. با استفاده از تکنیک جدیدی که روی اجرام بسیار دورتر از مدار نپتون یا ETNO ها تمرکز می‌کند، باور این دو اخترشناس این است که سیاره نهم واقعا وجود دارد.

ETNO ها یا اجرام فرانپتونی دور، اجرامی هستند که در فواصلی بیشتر از 150 واحد نجومی از خورشید قرار گرفته‌اند. بنابراین مدار این اجرام، هیچگاه مدار نپتون را قطع نخواهد کرد. بنابر این تحقیق، فواصل بین گره‌های مداری ETNO ها و خورشید، می‌تواند ما را به سوی سیاره نهم منظومه شمسی راهنمایی کند.

سیاره نهم منظومه شمسی

تصویری هنری از سیاره نهم منظومه شمسی

این دو گره مداری، بخش‌هایی هستند که مدار جرم مورد نظر، صفحه منظومه شمسی را قطع می‌کند. در این نقاط است که احتمال برخورد این اجرام، با سایر اجرام منظومه شمسی به بیشترین مقدار خود می‌رسد. بنابراین، احتمال عبور از نزدیکی یک جرم دیگر و تغیر مدار ETNO ها نیز در همین نواحی بسیار بالاست. با اندازه‌گیری دقیق محل این نقاط، می‌توان بررسی کرد که آیا ETNO دچار تغییرات مداری می‌شوند یا خیر. تغییراتی که می‌توان آن را به حضور اجرام سنگین دیگری در آن محل نسبت داد.

Carlos de la Fuente Marcos یکی از نویسندگان این مقاله جدید می‌گوید:

اگر جرمی نباشد تا مدار ETNO را مختل کند، گره‌های مداری آنها بایستی به صورت یکنواختی توزیع شده باشد. چرا که دلیلی برای اختلال این گره‌ها وجود ندارد. اما در صورت وجود یک یا دو جرم اختلال‌گر، دو اتفاق ممکن است رخ دهد. حالت نخست این است که مدار ETNO ها پایدار است و آنها تنها گره‌های مداری خود را به دور از مسیر اختلال‌گرها قرار می‌دهند. اما اگر مدارشان ناپایدار باشد، این اجرام همانند دنباله‌دارهایی عمل می‌کنند که مدارهایی بسیار کشیده دارند و به نواحی داخلی منظومه شمسی، همچون سیاره مشتری هم نفوذ می‌کنند.

این دو اخترشناس، محاسبات و داده‌کاوی خود را برای تجزیه و تحلیل گره‌های مداری 28 مورد از ETNO ها و 24 مورد دیگر از اجرام دور منظومه شمسی انجام دادند. نتیجه این بود که این دو جمعیت از اجرام دور، در فواصل خاصی از خورشید تجمع می‌کردند. یک ارتباط بین مکان این گره‌ها و زاویه میل اجرام با صفحه منظومه خورشیدی نیز مشاهده شد.

 

تصویری متحرک از مدار سیارات داخلی، سیارات خارجی، TNO ها و مدار احتمالی سیاره نهم منظومه شمسی

یافته دومی که اشاره شد بسیار غیر قابل انتظار بود و دو اخترشناس را به این نتیجه رساند که سیاره نهم منظومه شمسی بایستی وجود داشته باشد. این سیاره است که مدار اجرام بررسی‌شده را به صورتی که گفته شد، تغییر می‌دهد.

De la Fuente Marcos تاکید می‌کند:

ما اینگونه فرض می‌کنیم که ETNO ها از نظر دینامیکی، همانند دنباله‌دارهایی هستند که با مشتری برهم‌کنش دارند. بنابراین یافته‌های حاصل از بررسی داده‌های آماری اجرام دور را می‌توان این‌گونه تفسیر کرد که نهمین سیاره در فاصله‌ای بین 300 تا 400 واحد نجومی با آنها برهم‌کنش دارد.

همان‌گونه که اشاره شد، برخی از تحقیقاتی که وجود سیاره نهم را زیر سوال قرار می‌دادند، عقیده داشتند که مطالعه TNO ها از نظر رصدی به طور دقیق و بی‌طرفانه انجام نشده است. آنها می‌گفتند که خطاهای سیستمی در محاسبات مربوط به میل مداری TNO ها وارد شده است. چرا که همه این رصدها و محاسبات معطوف به جهت‌گیری خاصی در آسمان می‌شود.

با بررسی فاصله گره‌های مداری ETNO ها که به اندازه و شکل مدارشان بستگی دارد، تحقیق جدید اولین شاهد بر وجود سیاره نهم را ارائه می‌دهد. شاهدی که دیگر نمی‌توان به آن ایراد گرفت که به جهت‌گیری خاصی وابسته است. در حال حاضر تنها 28 مورد ETNO شناخته شده است. اما پژوهشگران این تحقیق جدید اطمینان دارند که با کشف ETNO های جدید، نتیجه آنها بیش از پیش تایید خواهد شد.

سیاره نهم منظومه شمسی

جرمی به اندازه سیاره مریخ کافی است تا بتواند اختلال‌های مشاهده شده در اجرام کمربند کوییپر را ایجاد کند.

این دو اخترشناس حتی احتمال وجود سیاره دهم را نیز داده‌اند.

de la Fuente Marcos می‌گوید:

با در نظر گرفتن تعریفی که از سیارات داریم، این جرم دهم نمی‌تواند یک سیاره واقعی باشد. حتی اگر جرمش هم‌ارز جرم زمین باشد. چرا که این جرم با تعداد زیادی سیارک و سیاره‌های کوتوله احاطه شده است. در هر صورت شواهد نشان می‌دهد که جرمی بزرگ دورتر از کمربند کوییپر وجود ارد. فاصله این جرم از خورشید حدود 50 واحد نجومی تخمین زده شده است و امید است که تحقیقات بعدی وجود آن را اثبات کند.

به نظر می‌رسد که منظومه شمسی هر ساله شلوغ‌تر می‌شود! اگر وجود سیارات نهم و حتی دهم به طور قطع تایید شود، شاید لازم باشد تا بار دیگر تعریف سیارات را بازنگری کنیم. مطمئنا در سال‌های آینده بحث سیارات و تعریف درست آنها در انجمن‌های اخترشناسی بسیار داغ خواهد بود.

[ad_2]

لینک منبع

سناتور آمریکایی خطاب به ناسا: هم اکنون در مریخ انسان وجود دارد!

[ad_1]

طی جلسه اخیر کنگره آمریکا با حضور سناتورها و گروهی از مسئولین ارشد ناسا، یکی از سناتورها سوالی جنجالی مبنی بر حضور فعلی انسان ها در مریخ را مطرح کرد!

یک سناتور در جلسه اخیر کنگره آمریکا، از دانشمندان ارشد ناسا سوالی را پرسید که بهت و حیرت حاضران را در پی داشت. در مدت زمانی بسیار کوتاه، این خبر به شبکه‌های اجتماعی راه یافت و ویدیوی مربوط به این جلسه از سوی هزاران کاربر مشاهده شد.

سال‌های سال است که انسان در مورد سفر به سیاره مریخ رویاپردازی می‌کند و احتمالا طی 10 الی 20 سال آینده سرانجام این رویا به حقیقت تبدیل شود. با وجود آنکه مقامات ارشد ناسا بر عدم حضور فعلی انسان در مریخ تاکید می‌کنند، همچنان گروهی از نظریه‌پردازان توطئه معتقدند که ناسا به دلیل سیاست‌های کشور آمریکا، حقیقتی شوم را مخفی می‌کند!

چندی پیش به بررسی ادعای جنجالی برده داری ناسا در مریخ پرداختیم. ماه گذشته و در طی برنامه رادیویی «جنگ اطلاعات» (InfoWars) به مجری‌گری الکس جونز (Alex Jones)، مهمانی حاضر شد که با طرح یک ادعای جنجالی سرتیتر بسیاری از رسانه‌های خبری را به خود اختصاص داد. رابرت دیوید استیل (Robert David Steele) به عنوان مهمان این قسمت از تاک‌شوی رادیویی، ادعا کرد که سیاره مریخ توسط انسان به سکونت در آمده و کودکان بر خلاف میل و علاقه خودشان، به سیاره مریخ فرستاده می‌شوند!

این بار نماینده جمهوری‌خواه ایالت کالیفرنیا با نام دانا روهراباکر (Dana Rohrabacher) از دانشمندان ارشد ناسا پرسید که آیا در هزاران سال گذشته، تمدنی پیشرفته در سطح مریخ حضور داشته است یا خیر؟ یکی از اعضای هیئت ارشد ناسا در پاسخ به او گفت که این موضوع تا حد بسیاری بعید به نظر می‌رسد. اینجا بود که سناتور آمریکایی با لحنی تمسخرآمیز پرسید: آیا این حقیقت ماجراست؟!

مریخ

طرح چنین پرسشی از سوی فردی با مقام و موقعیت او، سر و صدای بسیاری را در فضای مجازی به راه انداخت. همانطور که می‌دانید، بسیاری از مردم در مورد تمدن‌های موجود در خارج از زمین فکر نمی‌کنند؛ چرا که این مسئله اهمیت چندانی برای آنان ندارد. اما این سناتور آمریکایی با طرح این سوال جنجالی، مسئله را برای بسیاری روشن‌تر ساخت.

این جلسه، در روز سه‌شنبه به منظور بررسی برنامه‌های آینده ناسا تشکیل شد. از جمله این ماموریت‌ها می‌توان به ارسال مریخ‌نورد جدید به سیاره سرخ و همچنین کاوش در قمر اروپای سیاره مشتری اشاره کرد.

پس از طرح چند سوال مختلف از سوی سناتورهای دیگر، سرانجام سناتور دانا روهراباکر به میکروفون رسید. او در ابتدا به دانشمندان ناسا گفت:

شما گفتید که شرایط مریخ در هزاران سال پیش با امروز تفاوت بسیاری داشته است. آیا می‌توان گفت هزاران سال قبل، تمدنی هوشمند در این سیاره زندگی می‌کرد؟

دکتر کنت فارلی (Kenneth Farley) دانشمند پروژه مریخ‌نورد ناسا برای سال 2020 و استادیار ژئوشیمی در موسسه فناوری کالیفرنیا پاسخ داد:

با توجه به شرایط موجود، وضعیت مریخ در میلیون‌ها سال قبل با امروز متفاوت بوده نه هزاران سال پیش!

در این زمان دکتر فارلی از عدم وجود شواهد کافی برای این فرضیه سخن‌ می‌گفت که ناگهان سناتور روهراباکر حرف او را قطع کرد و سوال جنجالی خود را مطرح ساخت:

مردمانی در مریخ حضور دارند! آیا شما این موضوع را رد می‌کنید؟

دکتر فارلی در پاسخ به سوال مطرح شده گفت که این مسئله غیرممکن است!

پس از آنکه این مکالمه کوتاه و عجیب و غریب به اتمام رسید، موج بزرگی از سوالات و نظرات روانه فضای وب و شبکه‌های اجتماعی شدند. به نظر شما این سناتور آمریکایی به چه علت چنین سوالی را مطرح کرد؟

همانطور که پیش‌تر نیز خواندید، در ماه گذشته ادعایی مطرح شد که ناسا را به برده داری کودکان در مریخ متهم می‌ساخت. این خبر سر و صدای بسیاری را در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مطبوعاتی به پا کرد. به همین جهت، مسئولان ارشد ناسا در بیانیه‌ای جدید ادعای مطرح شده را کذب محض خوانده و این شایعه را به کلی رد کردند. با این حال، همچنان نظریه‌پردازان توطئه بر ادعای پیشین خود پافشاری می‌کنند و به نظر می‌رسد سوال جنجالی مطرح شده توسط این سناتور آمریکایی، باز هم به شایعه قبل قوت بخشد.

به عقیده دانشمندان، سیاره مریخ سال‌ها قبل دارای شرایط بسیار مناسب‌تری برای پذیرایی از حیات هوشمند بوده است. این سیاره در میلیون‌ها سال قبل گرم و مرطوب‌تر بود و شرایط مناسبی برای پشتیبانی از حیات داشت.

دانشمندان در سال 2015 با انجام مطالعاتی دقیق بر روی سیاره سرخ اعلام کردند که این سیاره در گذشته، حتی از اقیانوس قطب شمال نیز پرآب‌تر بوده است! اقیانوس‌های مریخی، تا 1.5 میلیارد سال بر روی این سیاره جاری بوده‌اند. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که در گذشته‌ای دور، مریخ سیاره بسیار مناسبی برای حیات موجودات زنده بوده است. اما وقوع اتفاقاتی ناشناخته توانست طی 3.7 میلیارد سال گذشته تاکنون، بیش از 87 درصد منابع آبی این سیاره را به کلی از بین ببرد.

مریخ

دانشمندان بر این باورند که پیش از آغاز دوره خشکی در سطح مریخ، منابع آبی مریخی در قالب اقیانوس‌هایی با عمق آبی 137 متر سطح این سیاره را پوشانده بودند. همچنین این احتمال نیز وجود دارد که بخش بزرگی از منابع آبی مریخی، یک اقیانوس عمیق را در نیم‌کره شمالی این سیاره ایجاد کرده باشند. دانشمندان معتقدند که این اقیانوس، بیش از 1.6 کیلومتر عمق و با شرایط فعلی دریای مدیترانه در زمین شباهت بسیاری داشته است.

دانشمندان همچنین برآورد کرده‌اند که هم‌اکنون دشت‌های خشک ناحیه شمالی این سیاره، حداقل 20 میلیون متر مکعب منابع آبی دارد.

[ad_2]

لینک منبع

کشف معمای امواج رادیویی مرموز ؛ دانشمندان به توضیح قانع کننده‌ای دست یافتند

[ad_1]

در ابتدا تصور می‌شد که منشا این امواج رادیویی مرموز ، ستاره‌ای در فاصله 11 سال نوری زمین باشد. اما اکنون دانشمندان به توضیح قانع‌کننده‌تری دست یافته‌اند!

همانطور که شاهد بودید، در هفته گذشته انتشار سیگنال های مرموز فضایی از یک ستاره کوتوله قرمز خبرساز شد. ستاره‌شناسان به کمک تلسکوپ‌ رادیویی رصدخانه آرسیبو (Arecibo Observatory) در تاریخ 12 می از انتشار این سیگنال‌ها اطلاع پیدا کردند. اما منشا واقعی این امواج رادیویی مرموز تاکنون در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. اکنون گروهی از دانشمندان با بررسی‌های دقیق‌تر دریافته‌اند که احتمالا چندین ماهواره ساخت بشر در حال ارسال چنین سیگنال‌هایی هستند.

کشف این سیگنال ها و امواج رادیویی مرموز در ابتدا ستاره‌شناسان را حیرت‌زده کرد. شعله‌های خورشیدی می‌توانند چنین سیگنال‌هایی را تولید کنند، اما امواج دریافتی فرکانس متفاوتی را داشتند! اخترشناسان همچنین اظهار کردند که این سیگنال های فضایی مرموز احتمالا توسط سازه‌های ساخت بشر منتشر می‌شوند. اما ساختار این سیگنال‌ها به گونه‌ای بود که تصور می‌شد برای رسیدن به زمین، مسافتی بسیار طولانی را طی کرده باشد.

امواج رادیویی مرموز

سیگنال دریافتی توسط ستاره‌شناسان در رصدخانه آرسیبو (Arecibo Observatory) – با عنوان «سیگنال مرموز» نام‌گذاری شد!

خوشبختانه، ستاره‌شناسان با بررسی‌های دقیق‌تر بر روی این امواج رادیویی مرموز موفق شدند به یافته‌های تازه‌تری دست یابند. اخترشناسان نتایج مشاهدات خود را همراه با سایر محققان موسسات فضایی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و در نهایت به این نتیجه رسیدند که سیگنال مذکور از فضای عمیق منتشر نشده و احتمالا منشا دیگری دارد! سرانجام با بررسی‌های دقیق‌تر ستاره‌شناسان اعلام کردند که این سیگنال‌ های رادیویی توسط یک یا چند ماهواره در مدارهای جغرافیایی بلند منتشر می‌شود؛ به همین علت است که در ابتدا تصور می‌شد این سیگنال‌ها از سوی یک ستاره منتشر می‌شود! از این جهت باید گفت که ستاره راس 128 (Ross 128) منشا این سیگنال‌های رادیویی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ماهواره‌های ساخت بشر در این مسیر مسئول انتشار این سیگنال‌ها هستند. البته هنوز مشخص نیست که چرا ماهیت این سیگنال به شکلی‌ بود که تصور می‌شد فضایی بین ستاره‌ای را برای رسیدن به زمین طی نموده است! ستاره‌شناسان بر این باورند که احتمالا بازتاب‌های متعدد این سیگنال‌ها، چنین تصور اشتباهی را ایجاد می‌کند.

در نهایت باید گفت این سیگنال نیز همانند سایر امواج رادیویی، به تمدن‌های فرازمینی تعلق ندارد!

[ad_2]

لینک منبع

دانشمندان موفق به کشف بزرگترین ابرخوشه کهکشانی شدند

[ad_1]

ابرخوشه ها گروه‌های بزرگی متشکل از خوشه‌های کهکشانی هستند که ساختاری عظیم را تشکیل می‌دهند. اخیرا دانشمندان بزرگترین ابرخوشه کهکشانی را کشف کرده‌اند!

این ساختار عظیم، پهنه‌ای 600 میلیون سال نوری از جهان را به خود اختصاص داده که جرم کلی آن در حدود 20 میلیون میلیارد برابر خورشید است! به عبارت دیگر، پهنه بزرگترین ابرخوشه کهکشانی 20 هزار برابر کهکشان راه شیری است که دانشمندان در تازه‌ترین مطالعات خود موفق به کشف آن شده‌اند.

بزرگترین ابرخوشه کهکشانی که اخیرا توسط گروهی از ستاره‌شناسان هندی کشف شده، پهنه‌ای وسیع از جهان شناخته شده را به خود اختصاص داده است. این ابرخوشه کهکشانی ، تعداد بسیاری از کهکشان‌های جهان هستی را در خود جای داده که در فاصله 4 میلیارد سال نوری زمین و در ماورای صورت فلکی ماهی (Pisces) قرار دارد.

ساختار عظیم مذکور با عنوان ابرخوشه کهکشانی سرسوتی (Saraswati) برگرفته از نام الهه آموزش، هنر، خنیاگری و رودخانه در آئین هندو نام‌گذاری شده است.

کارشناسان بر این باورند که ساختار کهکشانی مذکور درک فعلی ما را از واقعیت جهان هستی به چالش می‌کشاند. نکته جالب اینکه که ساختار کشف شده، بسیار پرجرم‌تر از آن است که در مکان فعلی مستقر شود! ابرخوشه کهکشانی سرسوتی، 10 میلیارد سال بعد از بیگ بنگ (زمان حاضر) در معرض دید ما قرار گرفته و به شکل اعجاب‌آوری در پهنه گیتی قرار دارد.

بر اساس درک موجود از جهان هستی و مدل کیهان‌شناسی، مدت زمان کافی برای شکل‌گیری از ساختار عظیم وجود نداشته است. اما به هر نحو، ابرخوشه کهکشانی سرسوتی به شکل امروزی درآمده و دانشمندان سعی دارند از چگونگی این فرآیند اطلاع حاصل کنند.

بزرگترین ابرخوشه کهکشانی

دانشمندان مرکز بین‌المللی نجوم و موسسه آموزش و تحقیقات علوم هند در بیانیه‌ای اظهار کردند:

تحقیقات فعلی ما سعی بر آن دارند که پاسخ قانع‌کننده‌ای را برای پرسش موجود ارائه کنند. سوال اساسی این است که چنین ساختار عظیمی با مقیاس فعلی، چگونه توانسته در میلیاردها سال قبل شروع به شکل‌گیری کند؛ مخصوصا اینکه انرژی تاریک نیز در این میان بی تاثیر نیست.

در گذشته، دانشمندان چندین نمونه مشابه با ابرخوشه کهکشانی سرسوتی را نیز کشف کرده‌اند که از جمله آنان می‌توان به «ابرخوشه شاپلی» (Shapley Concentration) و «دیوار بزرگ اسلون» (Sloan Great Wall) اشاره کرد. اما کشف اخیر ستاره‌شناسان هندی، به عنوان بزرگترین ابرخوشه کهکشانی معرفی شده است.

لازم به ذکراست که ابرخوشه شاپلی و دیوار بزرگ اسلون در فاصله نزدیک‌تری به کهکشان راه شیری مستقر شده‌اند؛ چرا که ابرخوشه کهکشانی سرسوتی 4 میلیارد سال نوری دورتر از مکان فعلی ماست.

هنگامی که دانشمندان با تلسکوپ به جستجوی اجسام موجود در جهان هستی می‌پردازند، تشخیص نزدیک و یا دور بودن آنان امری پیچیده است. چه بسا که جسمی در فاصله‌ای بسیار دور قرار داشته باشد و تصور شود که فاصله چندانی با زمین ندارد! این مشکل شباهت بسیاری به جمله درج شده بر روی آینه بغل اتومبیل‌ها دارد: “اشیاء در آینه ممکن است نزدیک‌تر از آن چیزی باشند که در واقع هستند.”

به همین دلیل است که تشخیص فواصل کهکشان‌ها و اجسام موجود در جهان هستی، فرآیندی وقت‌گیر و با دقت بسیار بالا به شمار می‌رود.

دانشمندان از اکتشاف بزرگترین ابرخوشه کهکشانی بسیار شگفت‌زده هستند؛ چرا که مشاهده شبکه کهکشانی سرسوتی از این فاصله بسیار دور، چالشی سخت و دشوار به حساب می‌آمد. این ابرخوشه بسیار عظیم، در یک شبکه وسیع از رشته‌های کهکشانی کشف شده است که سرشار از خوشه‌ها و حفره‌های بزرگ هستند.

[ad_2]

لینک منبع

پیشرفت علم پزشکی با بکار انداختن میکروموتور ها به کمک باکتری‌ها + ویدیو

[ad_1]

فناوری میکروباتیک (Microbotics) در حوزه پزشکی و برای مبارزه با بیماری‌های مختلف کاربردهای فراوانی دارد؛ در همین رابطه، دانشمندان به تازگی موفق شده‌اند که با استفاده از باکتری‌ها انرژی لازم جهت چرخش میکروموتور ها (Micromotor) را تامین کنند.

در نگاه اول ایده چرخاندن یک میکروموتور به کمک باکتری شناور به نظر عجیب و علمی تخیلی است؛ با این وجود تیمی از فیزیکدانان برای اولین بار در دنیا توانسته‌اند که با تنظیم شرایط نوری محیط حاوی باکتری‌ها، پره‌های کوچک میکروبات‌ها (Microbot) را در یک جهت مشخص، بچرخاند. به کمک این تکنیک جدید، امکان تولید انبوه و ارزان میکروموتور ها فراهم شده است و ایده استفاده از فناوری میکروباتیک برای رساندن داروهای مشخص به اعضا و بافت‌های خاص بدن برای درمان بیماری‌ها، به واقعیت نزدیک‌تر شده است.

روبرتو دای لئوناردو (Roberto Di Leonardo)، نویسنده‌ی اصلی مقاله مربوط به این دستاورد علمی از دانشگاه ساپینزا رم در همین رابطه اظهار کرده است که از طریق تکنیک توسعه‌یافته توسط او و همکارانش، مجموعه‌های بزرگی از میکروموتور های مستقل از هم که از نور به عنوان منبع انرژی خود استفاده می‌کنند، قابل ساخت هستند. طرح این پژوهشگران در مقایسه با تلاش‌های پیشین برای استفاده از ساختارهای مسطح و حرکت نامنظم باکتری‌ها، در عین کاهش چشمگیری نوسانات سیستم، سرعت چرخش بالایی را فراهم می‌کند.

میکرو ربات‌ها با وجود ابعاد فوق کوچکشان (کمتر از یک میلی‌متر) قابلیت ایجاد تغییرات بزرگی را در حوزه‌های مختلف دارند؛ از بهبود دارورسانی (Drug delivery) و تشخیص بیماری‌ها گرفته تا به حرکت درآوردن و جابه‌جایی اجسام بزرگی مانند خودروها به صورت دسته‌جمعی و با هماهنگی تعداد زیادی از این ربات‌های فوق کوچک.

در طول یک دهه گذشته پژوهشگران مشغول کار بر روی روش‌هایی برای استفاده از باکتری‌ها به منظور تامین انرژی این ماشین‌های مینیاتوری بوده‌اند؛ در یک تحقیق مشابه نشان داده شده است که با کنترل حرکت باکتری‌ها به کمک سیگنال‌های نوری می‌توان ربات‌ های مینیاتوری را به حرکت وا‌داشت.

تا پیش از این محققان این امکان را داشتند که میکروموتورها را به چرخش وادارند، اما به دلیل حرکت نامنظم باکتری‌ها، در یک مجموعه‌ی متشکل از تعداد زیادی ربات هرکدام از این ربات‌ها با سرعتی متفاوت می‌چرخیند. نکته مهم اینجاست که مایعات حاوی باکتری تنها در صورتی به عنوان یک منبع انرژی مناسب برای میکروبات‌ها کاربرد دارند که باکتری‌های شناور همگی در یک جهت حرکت کنند.

پیشرفت علم پزشکی با بکار انداختن میکروموتور ها به کمک باکتری‌ها

برای برطرف کردن این چالش تیم محققان میکروموتوری ساختند که می‌تواند با یک جریان ملایم و حساس به نور از باکتری اشریشیا کُلی (E. coli) کار کند. در لبه‌های بیرونی بخش چرخان این موتور فوق کوچک 15 خان به همراه برآمدگی‌های زاویه‌داری قرار گرفته‌اند. زاویه‌ی هر برآمدگی به گونه‌ای است که در هنگام حرکت باکتری به سمت میکروموتور، آن‌ها را در جهت خاصی به سمت خان‌ها هدایت می‌کند و حرکت فلاژل یا همان تاژک باکتری‌ها هم با حالتی شبیه به حرکت آب در آسیاب، باعث چرخش میکروموتور می‌شود.

تیم دای لئوناردو در آزمایش‌های خود باکتری‌های شناور و مجموعه‌ی میکروموتور های طراحی‌شده را در مقابل یک منبع نور قرار دادند. شدت نور منبع هم به کمک یک الگوریتم بازخوردی که در فاصله‌های 10 ثانیه‌ای سیستم را در معرض نور قرار می‌داد، تنظیم می‌شد.

پیشرفت علم پزشکی با بکار انداختن میکروموتور ها به کمک باکتری‌ها

به کمک این تکنیک جدید و با تنظیم نور تابانده شده، محققان توانستند که هرکدام از میکروموتور های مجموعه را در یک جهت واحد و با سرعتی تقریبا برابر، بچرخانند.

دای لئوناردو در مورد بخشی از کاربرد روش کشف‌شده می‌گوید که در آینده، میکروبات‌ها از این طریق منبع فعال‌سازی ارزان قیمت و یک بار مصرفی را برای جمع‌آوری و مرتب‌سازی سلول‌ها در آزمایشگاه‌های زیست پزشکی مینیاتوری، در اختیار خواهند داشت.

ویدیوی از چرخش میکروموتور ها

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

[ad_1]

میمون ها از نخستی‌سانان اجتماعی هستند که با وجود هوش بالا و شباهت‌های دیگری که به ما دارند، قادر به حرف زدن نیستند؛ تحقیقات جدید دلیل این تفاوت را روشن‌تر کرده‌اند.

سال‌ها پیش فیلیپ لیبرمن (Philip Lieberman) در حال گوش دادن به برنامه‌ای رادیویی در مورد انسان‌شناسی (Anthropology) بود که به یکی از معمای تکامل، یعنی دلیل حرف نزدن میمون‌ ها، علاقه‌مند شد.

میمون رزوس (Rhesus macaque) یکی از شناخته‌شده‌ترین انواع میمون‌هاست که توانایی ایجاد سروصداهای گوناگون، از جیغ و فریاد گرفته تا خُرخُر و صداهای ملایم‌تر را دارد. شامپانزه‌ها و بونوبوها که نزدیک‌ترین اقوام ما در سیر تکامل هستند هم صداهای مختلفی تولید می‌کند؛ اما هیچ یک از این نخستی‌سانان قادر به تولید صداهای صامت و غیر صامتی که مکالمات را تشکیل می‌دهند، نیستند.

میمون رزوس (Rhesus macaque)

میمون رزوس (Rhesus macaque)

دانشمندان دو دلیل احتمالی برای این اتفاق مطرح کرده‌اند؛ ممکن است که سیستم عصبی مغز تمام نخستی‌ها به جز انسان، به اندازه کافی برای صحبت کردن پیشرفت نکرده باشد و یا این که نامناسب بودن حنجره‌ی این موجودات، قابلیت حرف زدن را از آن‌ها گرفته است.

لیبرمن که اکنون از اساتید بازنشسته‌ی رشته‌های زبان، علوم شناختی و علوم انسانی دانشگاه براون (Brown University) در ایالت رود آیلند آمریکاست، پس از مواجهه با این معما دست به کار شد؛ او و همکارانش در آزمایشی پیشگامانه که در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد انجام شد، دلیل حرف نزدن میمون‌ها را قالب و شکل حنجره‌ی این پستانداران، اعلام کردند. بر طبق نتیجه‌گیری‌های انجام‌شده، مجرای صوتی سوپرالارینجیال (Supralaryngeal) که فضای بین برآمدگی زبان در انتهای گلو تا قسمت خاصی از دهان است، در میمون‌های رزوس به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست. لیبرمن و همکارانش اعلام کردند که حتی اگر مغز میمون‌ها برای حرف زدن آماده‌ باشد، سیستم حنجره‌ی آن‌ها به اندازه‌ی کافی تکامل نیافته است. نتایج به دست آمده در کتاب‌های درسی هم به چاپ رسیدند.

فیلیپ لیبرمن-Philip H. Lieberman

پروفسور فیلیپ لیبرمن

تِکامسه فیچ (Tecumseh Fitch)، از استادان بیولوژی شناختی دانشگاه وین، در همین رابطه می‌گوید که باور ارتباط عدم وجود توانایی تکلم در میمون‌ها با شکل مجرای صوتیشان، در میان تمامی متخصصین تکاملِ گفتاری پذیرفته نیست؛ در حالی که زیست شناسان، انسان‌شناس‌ها و روانشناسان بسیاری این توجیه علمی را پذیرفته‌اند و هنوز به آن استناد می‌کنند.

اما موضوع صحبت کردن میمون‌ها که زمانی به عنوان معمایی حل‌شده قلمداد می‌شد، به تازگی، مجددا به بحثی داغ در میان دانشمندان تبدیل شده است؛ در ماه دسامبر، فیچ و همکارانش مقاله‌ای را در ژورنال Science Advances منتشر کردند که عنوان آن چنین بود: «مجرای صوتی میمون‌ها برای صحبت کردن آماده است». در هفته گذشته هم گزارش‌هایی از پاسخ لیبرمن به مقاله‌ی چاپ‌شده و جواب فیچ و همکاران به صحبت‌های لیبرمن در همان ژورنال به چاپ رسید.

تِکامسه فیچ-W. Tecumseh Fitch

پروفسور تِکامسه فیچ

در مقاله‌ی چاپ‌شده از تحقیق لیبرمن بر روی میمون رزوس که در سال 1969 در ژورنال Science به چاپ رسید، اینگونه آمده است:

با بررسی میمون رزوس متوجه محدودیت‌های آناتومی این حیوان شدیم.

محققان برای رسیدن به این نتیجه قالبی گچی از گلوی میمونی که به دلایل طبیعی مرده بود، ساختند. زبان یک میمون زنده هم که تحت تاثیر داروی آرام‌بخش بود، موردبررسی قرار گرفت و با ثبت حالت‌هایی که زبان این حیوان قادر به قرار گرفتن در آن‌ها بود، دامنه‌ی صوتی میمون رزوس اندازه‌گیری شد؛ تمامی اطلاعات نشان دادند که این گونه‌ی جانوری قادر به تلفظ حروف صداداری مانند ای کشیده (E) نیست. این حرف در بسیاری از زبان‌ها پر استفاده است.

در ادامه تحقیق لیبرمن، تصاویر اشعه ایکس از حنجره‌ی نوزاد انسان که در ابتدای تولد زبانی مانند میمون‌ها دارد، تهیه شد. زبان انسان پس از شروع فرآیند رشد، به سمت داخل گلو جابجا شده و باعث ایجاد مهارت صحبت کردن می‌شود.

به علاوه، لیبرمن در تحقیق خود ادعا کرد که مجرای صوتی نئاندرتال‌ها هم شبیه به نوزاد انسان بوده است. طبق اظهارات او، نئاندرتال‌ها با وجود داشتن توانایی محدودی برای صحبت کردن، نمی‌توانستند که به وضوح حرف بزنند.

لیبرمن که از دهه‌ی هشتاد تحقیقاتش را بر روی مغز نخستی‌سان‌ها متمرکز کرد، از سال 1968 اظهار کرده بود که هیچ یک از این پستان داران به جز انسان، توانایی مغزی برای شکل دادن به مکالمات پیچیده را ندارند.

این در حالی است که در دسامبر 2016، تیمی متشکل از زیست‌شناسان شناختی و انسان‌شناس‌ها با استفاده از تجهیزات پیشرفته، آزمایش‌های لیبرمن را تکرار کردند. تِکامسه فیچ که زمانی از دانشجویان لیبرمن بود هم در این تیم تحقیقاتی حضور داشت؛ اما نکته‌ی اصلی در تکرار آزمایش، افزودن تصاویر اشعه ایکس از میمون‌های رزوس زنده، در هنگام غذا خوردن یا سروصدا کردن، بود. بارت دِ بوئر (Bart de Boer)، از نویسندگان تحقیق سال 2016 و یکی از متخصصان تکامل گفتاری دانشگاه وریج بروکسل، در همین رابطه می‌گوید:

در این آزمایش داده‌های بیشتری در مقایسه با حالتی که از قالب‌های گچی یا سیلیکونی استفاده شده بود، به دست آمد. این اطلاعات نشان دادند که مجاز صوتی میمون رزوس قابلیت تولید رنج بیشتری از صداها را دارد.

این محققان با استفاده از 99 عکس اشعه ایکس از گلوی میمون رزوس، فضای سه بعدی گلو و دهان حیوان را شبیه‌سازی کردند و با بررسی جریان هوا در این فضا، گستره‌ای فرضی از اصوات گفتاری که میمون‌ها تولید می‌کنند را به دست آوردند. بر طبق این اطلاعات، نتیجه شد که پتانسیل آوایی میمون رزوس هشت برابر بیشتر از آن چیزی است که در سال 1969، اعلام شده بود.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

دانشمندان به کمک مدل شبیه‌سازی شده جمله «آیا با من ازدواج می‌کنی؟» را از دهان میمون رزوس ابراز کردند. کلمات تولیدشده غیرمعمول و شبیه به صدای شخصیت «گالوم» از سری فیلمهای ارباب حلقه‌ها بودند؛ اما در عین حال با شنیدن صوت، شنونده به خوبی از منظور مطلع می‌شد.

از همه مهم‌تر اثبات شد که میمون رزوس قادر به تلفظ حروف صدادار «اَ»، «اِ»، «آ» و «ای» است. بوئر در همین رابطه اظهار کرد که رنج صداهایی که پیش از این توانایی تولید آن‌ها به میمون‌ها نسبت داده می‌شد، بسیار محدود بوده است و برای یافتن سر منشا به وجود آمدن توانایی صحبت کردن در سیر تکامل باید تحقیقات آینده را بر روی تکامل شناختی متمرکز کرد. بر طبق صحبت‌های بوئر بازخوردها و نظرات‌ دریافت شده از طرف متخصصان تکامل (به جز لیبرمن)، در مورد نتایج تحقیق، مثبت و دلگرم‌کننده بوده‌اند. او در ادامه می‌گوید:

در سال‌های گذشته ایده‌ی مهم‌تر بودن نقش توانایی‌های ادراکی نسبت به شکل آناتومی صوتی، در میان متخصصان تکامل بیشتر موردتوجه قرار گرفته بود.

این در حالی است که لیبرمن از مقاله‌ی سال 2016 به عنوان سلسله اشتباهاتی که به منظور گمراهی مسیر علم انجام شده‌اند، یاد کرد و نتایج به دست آمده را به‌عنوان تاییدی بر تحقیقات خود قلمداد نمود. طبق اظهارات او گفتار شبیه‌سازی شده نشان می‌دهد که میمون‌ها قادر به تلفظ حرف «ای» کشیده، مانند کلمات دیدن یا پریدن، نیستند و حروف صدادار «او» و «آ» را هم به سختی تلفظ می‌کنند؛ ای کشیده در میان حروف صدادار جایگاه ویژه‌ای دارد و بر اساس مطالعات انجام‌شده، سایز مجرای صوتی افراد را می‌توان برای اساس ای کشیده‌ای که تلفظ می‌کنند، تخمین زد.

لیبرمن می‌گوید که صدای ای کشیده به سادگی قابل تشخیص است و تنها یک راه برای تلفظ آن در مجرای صوتی انسان وجود دارد. این در حالی است که حروف صدادار دیگر را به روش‌های مختلفی می‌توان تلفظ کرد. برای تلفظ این حرف صدادار انسان‌ها زبان خود را به سمت بالا و جلوی دهان جابجا می‌کنند و در عین منقبض کردن فضای جلوی دهان، حفره‌ای به نسبت ده به یک را بر روی حنجره ایجاد می‌کنند. اما نخستی‌سانان دیگر مانند میمون‌ها به دلیل صاف بودن زبان، قادر به این کار نیستند. همچنین، با شنیدن تلفظ ای کشیده افراد می‌توانند طول مجرای صوتی گوینده را تخمین بزنند و از منظور طرف مقابل با خبر شوند.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

بوئر با قبول اینکه ای کشیده مختص صحبت کردن انسان‌هاست، اظهار کرد که ممکن است میمون‌ها روش دیگری برای با خبر شدن از سایز مجرای صوتی داشته باشند. فیچ هم می‌گوید که اهمیت ای کشیده هنوز جای بحث دارد و تمامی کارشناسان بر روی جایگاه این حرف صدادار هم‌نظر نیستند. هردوی این دانشمندان در آخرین گزارش خود اهمیت ای کشیده را زیر سوال برده‌اند که این امر از نظر لیبرمن قابل قبول نبوده است. کارشناسان دیگری مانند آنا بارنی (Anna Barney)، مهندس آکوستیک پزشکی از دانشگاه ساوت‌همپتون انگلستان هم با نظر بوئر و فیچ موافق هستند.

لیبرمن در جدیدترین اظهارنظر خود در مورد مقاله‌ی فیچ، به نقل قولی از چارلز داروین در مورد وضعیت مخصوص و نسبتا خطرناک نای انسان در هنگام غذا خوردن اشاره کرده است؛ طبق صحبت‌های لیبرمن نخستی‌سانان دیگر چینش آناتومی متفاوتی دارند و به همین دلیل، رنج اصوات تولیدی توسط انسان بیشتر است. البته این مزیت گفتاری احتمال خفگی در هنگام غذا خوردن را هم افزایش می‌دهد.

بوئر در جواب می‌گوید که هدف اصلی اثبات این موضوع بود که شکل مجرای صوتی میمون‌ها مانع گفتار ابتدایی و بدوی این موجودات نمی‌شود؛ بنابراین ممکن است که توانایی‌های گفتاری قبل از تغییر سیستم حنجره و در زمانی که اجداد ما مجرای صوتی شبیه به میمون‌ها داشتند، شکل گرفته باشد.

بحث بر سر این موضوع هم چنان ادامه دارد، اما مهم‌ترین نکته تلاش دانشمندان برای روشن‌تر کردن مسیر تکامل انسان است که از طریق رقابت و تحقیقات آکادمیک و به صورت اصولی و علمی صورت می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

حقایقی شوکه کننده در مورد میزان ادرار در استخر های شنا که نظرتان را در مورد آب تنی تغییر ‌می‌دهد!

[ad_1]

قبل از اینکه دوباره برای آب تنی به استخر موردعلاقه خود بروید، لازم است بدانید که در اکثر موارد مقداری ادرار در استخر ها وجود دارد؛ در ادامه تحقیقات انجام‌شده در این رابطه را بررسی خواهیم کرد.

در یک نظرسنجی در سال 2012 مشخص شد که یک نفر از هر پنج نفر حداقل یک ‌بار در استخر شنا ادرار می‌کند. بر طبق صحبت‌های کارلی جییِر (Carly Geehr)، از اعضای پیشین تیم ملی شنای آمریکا هم تقریبا تمامی شناگران المپیکی این کار را انجام می‌دهند!

انجمن شیمی آمریکا (ACS) تخمین می‌زند که چیزی بین 30 تا 80 میلی‌لیتر ادرار به ازای هر یک نفر در استخرها وجود دارد. مطالعه‌ای هم که در سال 1997 در این رابطه انجام شد، میزان 70 میلی‌لیتر را تخمین زده بود. با این حال اگر عدد 80 میلی‌لیتر را مبنا قرار دهیم، برای رسیدن به مقدار یک لیتر ادرار باید 12 نفر از استخر استفاده کنند. از طرف دیگر، یک استخر شنای استاندارد المپیکی 2.5 میلیون لیتر آب را در خود جای می‌دهد؛ پس آنقدرها هم جای نگرانی نیست!

حقایقی شوکه کننده در مورد میزان ادرار در استخر های شنا که شاید نظر شما را در مورد آبتنی تغییر دهد!

اما اعداد اعلام‌شده در تحقیقات فقط برآوردهایی از مقدار واقعی هستند. از آنجایی هم که میزان ادرار موجود در استخرها به سختی قابل اندازه‌گیری است، تنها منبع اطلاعاتی ما همین برآوردهاست. درست است، دانشمندان در اندازه‌گیری میزان ادرار در استخرها مشکل دارند؛ یعنی این موضوع که با ادرار کردن در استخر، مواد شیمیایی افزوده‌شده به آب باعث می‌شوند که رنگ آب به بنفش یا قرمز تغییر کند هم شایعه‌ای بیش نیست.

ادرار انسان شامل اجزا مختلفی از جمله آب، نمک، پروتئین و مواد زائد و دفعی دیگر می‌شود. در سال 2013 نتایج یک تحقیق نشان داد که حداکثر 3 هزار ماده‌ی شیمیایی مختلف در این مایع وجود دارد که همگی مختص ادرار نیستند و در مواد دیگر هم یافت می‌شوند.

بر طبق صحبت‌ها یکی از اساتید شیمی دانشگاه ایندیانا به نام ویلیام کارول (William Carroll)، ادرار حاوی ترکیبات آلی مختلفی است که شبیه به مواد ارگانیک دیگر هستند. کارول در مصاحبه‌ای با وب سایت لایو ساینس (Live Science) اظهار کرد که وقتی این ترکیبات با مواد گندزدایی مانند کلر (Chlorine) تماس پیدا می‌کنند، به واسطه‌ی خواص ضدعفونی کننده ماده موردنظر، ترکیبات به مولکول‌هایی اصلی و ابتدایی تجزیه می‌شوند. بنابراین تنها چیزی که از ادرار در استخر باقی می‌ماند، مولکول‌هایی تجزیه‌شده است که تشخیص منشا آن‌ها از میان ادرار و مواد آلی دیگر غیرممکن است.

راه حلی شیرین برای اندازه‌ گیری ادرار در استخر ها!

در یک مقاله‌ که در ماه مارس 2017 به چاپ رسید، پژوهشگرانی از کانادا روشی برای تعیین میزان ادرار در استخرها پیشنهاد کردند که به نوعی واکنش‌های شیمیایی رخ‌داده را دور می‌زند؛ این پژوهشگران یکی از ترکیبات موجود در ادرار را هدف قرار دادند که با مواد شیمیایی دیگر ادرار و کلر افزوده‌شده به آب استخر واکنش نمی‌دهد. این ترکیب یک شیرین‌کننده‌ی مصنوعی به نام اسسولفام پتاسیم (Acesulfame potassium) است.

نویسندگان این مقاله که در ژورنال Environmental Science & Technology Letters چاپ شد، میزان اسسولفام پتاسیم موجود در 22 استخر شنا و 8 جکوزی را اندازه‌گیری کردند و مقدار این ماده را در آب آشامیدنی دو شهر کانادا، موردبررسی قرار دادند.

میزان اسسولفام پتاسیم اندازه‌گیری شده از 30 نانوگرم تا 7110 نانوگرم به ازای هر لیتر، متغیر بود که دلیل گستردگی این بازه، فاکتورهایی چون روش فیلتر کردن آب و تعداد افرادی بود که از استخرها استفاده می‌کردند. همچنین، در این تحقیق ادعا شد که به صورت میانگین غلظت این شیرین کننده‌ی مصنوعی در ادرار، 4 هزار نانوگرم به ازای هر یک میلی‌لیتر آب است.

حقایقی شوکه کننده در مورد میزان ادرار در استخر های شنا که شاید نظر شما را در مورد آبتنی تغییر دهد!

با مبنا قرار دادن غلظت اسسولفام پتاسیم اندازه‌گیری شده از 22 استخر و 8 جکوزی موردبررسی، محققان 15 نمونه را در یک بازه زمانی سه هفته‌ای، از دو استخر شنا جمع‌آوری کردند؛ بر اساس اطلاعات موجود، تخمین زده شد که میزان ادرار در استخری 830 هزار لیتری، 75 لیتر است و یک استخر 100 هزار لیتری هم حدودا، 30 لیتر ادرار درون خود دارد.

درست است، تصور 75 لیتر ادرار می‌تواند کمی حال به هم زن باشد، اما در استخری با ظرفیت 830 هزار لیتر، این مقدار تنها 0.01 درصد کل آب موجود است؛ تقریبا مانند قطره‌ای در یک سطل بزرگ!

اگر مدرک بیشتر برای اثبات وجود ادرار در استخر ها نیاز دارید، دفعه بعدی که در یک مجتمع آبی هستید به بوی آب توجه کنید؛ شاید فکر کنید که بویی که معمولا به استشمام آن عادت دارید، مربوط به کلر باشد، اما برخلاف انتظار این بو ناشی از وجود ترکیبی به نام نیتروژن تری‌کلرید (Trichloramine) است که از واکنش ماده شیمیایی اوره با کلر موجود در آب به وجود می‌آید. اوره در عرق و ادرار انسان یافت می‌شود!

[ad_2]

لینک منبع

ستاره ای با فاصله 11 سال نوری از زمین، در حال انتشار سیگنال های مرموز فضایی است!

[ad_1]

ستاره‌ای که سیگنال‌ های مرموز منتشر می‌کند! تلسکوپ‌های رادیویی موفق شدند سیگنال های مرموز فضایی از ستاره‌ای با فاصله 11 سال نوری از زمین را دریافت کنند.

ستاره‌شناسان می‌گویند که موفق به دریافت سیگنال های مرموز فضایی از ستاره‌ کوچکی با فاصله 11 سال نوری از زمین شده‌اند.

سیگنال مرموز فضایی که از این ستاره کم‌نور منتشر میشد، توسط رصدخانه آرسیبو (Arecibo Observatory) در تاریخ 12 می به ثبت رسید. این رصدخانه، از یک تلسکوپ رادیویی بسیار بزرگ در داخل گودالی در پورتوریکو ساخته شده است.

این سیگنال فضایی ، از یک کوتوله قرمز کم‌نور با نام راس 128 (Ross 128) منتشر می شود. مطالعات دانشمندان حکایت از آن دارد که هیچ سیاره‌ای در مدار این ستاره گردش نمی‌کند، همچنین این ستاره 2800 برابر تاریک‌تر از خورشید است. ابل مندز (Abel Méndez) به عنوان اخترزیست‌شناس دانشگاه پورتوریکو اعلام کرد که مطالعات بر روی این ستاره نشان می‌دهد که انتشار سیگنال‌های آن به صورت دوره‌ای هستند.

دانشمندان در این باره معتقدند که نمی‌توان به طور قطع بر یقین این موضوع را به حیات هوشمند و فعالیت‌های موجودات بیگانه نسبت داد، اما باید گفت که نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت. لازم به ذکر است که موسسه جستجوی هوش فرازمینی «ستی» (SETI) نیز از انتشار این سیگنال های مرموز فضایی اطلاع دارد.

علت انتشار سیگنال های مرموز فضایی چیست؟

سیگنال های مرموز فضایی

در حالی که هدف اصلی رصدخانه آرسیبو جستجوی سیگنال‌های موجودات بیگانه است، با این حال می‌توان از آن برای مشاهده کهکشان‌ها و همچنین حرکت سیارک‌های نزدیک به زمین نیز استفاده کرد.

دانشمندان بر این باورند که این سیگنال های مرموز فضایی ، احتمالا توسط سازه‌ای منتشر می‌شود که انسان‌ها در فضا قرار داده‌اند! در واقع احتمال دارد که منشا این سیگنال‌ها، ماهواره‌ای باشد که هزاران کیلومتر را در فضای دوردست طی کرده است. ابل مندز در این باره می‌گوید:

میدان دید در رصدخانه آرسیبو بسیار گسترده است. از این جهت احتمال دارد که سیگنال‌های مذکور از شی دیگری در همین راستا دریافت شده‌اند. همچنین ممکن است که این سیگنال‌ها، متعلق به ماهواره‌‌هایی در فرکانس مشابه باشد.

با این حال مطالعات اخیر دانشمندان بر روی سیگنال مذکور، توضیح دیگری را می‌طلبد. چرا که ستاره‌شناسان انتشار اینگونه سیگنال‌ها توسط ماهواره‌های فضایی را بی‌سابقه خوانده‌ و آن را سیگنال مرموز فضایی نامیده‌اند!

یکی دیگر از توضیحات احتمالی برای این پدیده را می‌توان به تابش‌ها و یا ساطع شدن انرژی‌های ستاره‌ای نسبت داد. مشابه چنین انفجارهایی در خورشید، می‌تواند سیگنال‌هایی بسیار قدرتمند را منتشر کند. همچنین اینگونه فعالیت‌ها منجر به مختل شدن فعالیت‌ ماهواره‌ها و ارتباطات بر روی زمین شده و فضانوردان را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

البته این فعالیت‌ها می‌توانند با سرعت کمتری نیز در قالب شعله‌های خورشیدی خود را نشان دهند. در پی چنین رویدادی، ذرات خورشیدی می‌توانند میدان مغناطیسی سیاره ما را منحرف ساخته و با تولید طوفان‌های ژئومغناطیسی، شبکه‌های برق بر روی زمین را دچار مشکل کند.

نگاهی نزدیک به راس 128

سیگنال های مرموز فضایی

ابل مندز می‌گوید به منظور رصد دوباره این سیگنال‌ها، رصدخانه آرسیبو از تاریخ 17 جولای مجددا ستاره راس 128 و محیط اطراف آن را زیر نظر خواهد گرفت. دانشمندان سعی دارند با بررسی محل این ستاره، موفقیت در رصد این سیگنال‌ها را تکرار کنند. اما اگر این بار خبری از سیگنال مذکور نباشد، احتمالا با رمز و راز عمیق‌تری مواجه خواهیم بود.

دانشمندان بر این باورند که این سیگنال‌ فضایی مرموز ، تنها به کمک تلسکوپ رادویی واقع در رصدخانه آرسیبو و تلسکوپ کروی با دیافراگم پانصد متری (FAST) در چین قابل دریافت است. البته استفاده از تلسکوپ FAST به علت فرآیند کالیبراسیون در حال حاضر امکان‌پذیر نیست.

ست شستاک (Seth Shostak) به عنوان یکی از ستاره شناسان ارشد موسسه SETI تاکید کرد که این موسسه به خوبی از وجود سیگنال‌های مذکور آگاه است و به‌زودی آنان را توسط آرایه تلسکوپ‌های آلن (Allen Telescope Array) مورد بررسی‌های دقیق‌تر قرار خواهد داد. شستاک معتقد است که منشا این سیگنال‌ها، سازه‌هایی ساخت بشر هستند و احتمال فرازمینی‌ بودن آنان بسیار کم است.

در حال حاضر، سیگنال مرموز WOW یکی از اسرارآمیزترین سیگنال‌های فضایی است که بسیاری بر فرازمینی بودن آن تاکید دارند!

[ad_2]

لینک منبع

هزینه 65 میلیون دلاری دارپا برای شش پروژه ارتباط مستقیم مغز با کامپیوتر

[ad_1]

توسعه هوش مصنوعی و کاربرد آن در زندگی، رویای دیرینه انسان‌هاست. در همین راستا، دارپا 65 میلیون دلار را صرف شش پروژه ارتباط مستقیم مغز با کامپیوتر می‌کند!

با راه‌اندازی کمپانی نئورالینک (Neuralink) و همچنین طراحی رابط مغز و کامپیوتر توسط فیسبوک، به نظر می‌رسد سال 2017 را می‌بایست آغازی بزرگ بر دستاوردهای جدی هوش مصنوعی به شمار آورد. امروزه شرکت‌های بزرگ دنیای فناوری، هزینه بسیاری را به توسعه دستاوردهای هوش مصنوعی اختصاص می‌دهند. از این جهت، کاربردهای فوق‌العاده هوش مصنوعی، دیگر محدود به سری فیلم‌های علمی و تخیلی نیست؛ چرا که در آینده‌ای نزدیک بسیاری از آنان را در زندگی واقعی خود نیز تجربه خواهیم کرد! اکنون، دارپا (DARPA) یا سازمان پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی (Defense Advanced Research Projects Agency) با اختصاص هزینه‌‌ای 65 میلیون دلاری، 6 پروژه ارتباط مستقیم مغز با کامپیوتر را راه‌اندازی کرده است. این 6 پروژه بخشی از برنامه جدید طراحی سیستم مهندسی عصبی دارپا  به نام (NESD) خواهد بود.

برنامه NESD برای اولین بار از سوی دارپا در اوایل سال 2016 معرفی شد. دارپا در ابتدا پیشنهاداتی را با هدف انجام تحقیقات برای توسعه یک ایمپلنت عصبی سازگار با محیط زیست ارائه کرد. این ایمپلنت می‌تواند ارتباط مستقیم مغز با کامپیوتر را با ایجاد یک رابط کاربری دو طرفه بین مغز انسان و کامپیوتر امکان‌پذیر سازد.

دارپا در حال حاضر، شش قرارداد جدید را به عنوان قسمتی از این برنامه در دست دارد. این 6 قرارداد مربوط به یک شرکت خصوصی و 5 سازمان تحقیقاتی است. فاز اول این پروژه، بر پیشرفت سخت‌افزار، نرم‌افزار و علوم عصبی تمرکز دارد که پس از آن، نتایج را می‌ـوان بر روی حیوانات و سلول‌های کشت شده آزمایش کرد.

این شش پروژه، مرزهای تحقیقاتی دارپا را در زمینه‌هایی مختلف پوشش می‌دهد. دو پروژه در حال بررسی‌های شنوایی و گفتاری هستند. یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه براون (Brown University)، در نظر دارد با ساخت یک ایمپلنت قشر مغزی، پردازش‌های عصبی گفتاری را رمزگشایی کند. همزمان، شرکت خصوصی پارادرومیکز (Paradromics)، سعی دارد یک رابط مغزی را طراحی کند که به کمک الکترودهای میکروویو بتواند خوشه‌های نورون‌ها را ضبط، تحریک و شبیه‌سازی کند.

ارتباط مستقیم مغز با کامپیوتر

چهار پروژه باقی‌مانده در حال بررسی فرایند‌های مبتنی بر «مشاهده» در مغز هستند. یک تیم از دانشگاه کلمبیا در حال طراحی یک رابط بیوالکتریک است که می‌تواند محرک‌ها را به طور مستقیم به قشای بصری مغز منتقل کند. همچنین یک تیم از دانشگاه برکلی بر روی تولید یک میکروسکوپ کوچک کار می‌کند که قادر است تا یک میلیون نورون عصبی را در قشر مغزی مورد پردازش قرار دهد.

در همین حال، یک تیم تحقیقاتی دیگر به دنبال برقراری ارتباط بین شبکیه مصنوعی بر روی چشم‌ها و نورون‌های کورتکس بصری با استفاده از اوپتوژنتیک هستند. به همین ترتیب، تیم آزمایشگاه جان پیرس (John B. Pierce Laboratory) سعی دارد با طراحی یک پروتز اپتیکی برای قشر بصری، پاسخ تحریک‌های عصبی را با استفاده از شبکه عصبی نورون‌ها شبیه سازی کند.

تمامی این پروژه‌ها، سعی دارند با دقتی بسیار بالا داده‌های ناشناخته و پیچیده عصبی را مورد پردازش قرار داده و سپس آنان را رمزگشایی کنند. از سایر اهداف این پروژه‌ها، می‌توان به اکتشاف تکنیک‌هایی جهت ساخت نورون‌های مصنوعی اشاره کرد که می‌توانند صدا و تصویر را با دقت بسیار بالا به گیرنده‌ها تحویل دهند. از نتایج عملی این تحقیقات می‌توان برای طراحی یک رابط مغز و کامپیوتر و یا درمان بینایی از دست رفته اشخاص استفاده کرد.

ریچارد آلولدا (Richard Alvelda) به عنوان مدیر برنامه‌های NESD اظهار کرد:

در این مسیر، چالش‌های بسیاری وجود خواهد داشت. اما تیم‌های تحقیقاتی برنامه‌هایی جدی و عملی را برای دست‌یابی به پیشرفت‌های هماهنگ در تمامی زمینه‌ها در نظر دارند که در نهایت با دستاوردهایی مهم به ثمر خواهد نشست.

پس از پایان سال جاری، این برنامه به فاز دوم خود می‌رسد. در این مرحله، مطالعات بر روی انسان‌ها آغاز شده و مراحل قانونی مربوط به این مطالعات انجام خواهتد گرفت. برنامه NESD همچنین سعی دارد ضمن برقراری ارتباط با اداره غذا و داروی ایالات متحده (FDA)، همه این مطالعات را با در نظر گرفتن جنبه‌های نظارتی و ایمنی آنان به انجام برساند.

[ad_2]

لینک منبع

انسان پیش از کشف حیات بیگانه منقرض خواهد شد؛ علت عدم کشف حیات بیگانه خود ما هستیم!

[ad_1]

مطالعات جدید دانشمندان نشان می‌دهد که تاثیرات مخرب انسان در محیط زیست، به زودی موجب انقراض ما خواهد شد. در واقع ما انسان‌ها، علت عدم کشف حیات بیگانه هستیم!

دانشمندان بر این باورند که تاثیرات ناشی از تغییرات آب‌و‌هوایی، در نهایت منجر به یک ویرانی گسترده در کره زمین خواهد شد.

افزایش سطح آب‌‌ دریا‌ها و غرق شدن تمدن‌های انسانی، افزایش دما در نقاط مختلف کره زمین و … منجر به افزایش نرخ مرگ و میر در جهان می‌شوند. همچنین آلودگی آب‌ها بر اثر بارش‌های اسیدی، حیوانات آبزی را آلوده ساخته و بخش بزرگی از حیات آبی را از بین می‌برد.

این‌ها از جمله عواقبی هستند که بر اثر فعالیت‌های فعلی انسان در زمین، آینده‌ی او را رقم می‌زنند. در واقع ما انسان‌ها برای دست‌یابی به پیشرفت‌هایی ناچیز، شانس دستاورد‌ها و پیشرفت‌های بزرگ‌تر را از بین می‌بریم. بسیاری از دانشمندان بر عقیده هستند که اگر روند فعلی تا چند دهه آینده نیز ادامه یابد، احتمال انقراض نسل انسان نیز وجود دارد!

البته در نگاه اول، این امر بسیار بعید به نظر می‌رسد. اما بسیاری از دانشمندان بر علت عدم کشف حیات بیگانه اتفاق نظر دارند؛ آیا ما انسان‌ها علت اصلی عدم کشف موجودات فضایی هستیم؟

پارادوکس فرمی و ارتباط آن با علت عدم کشف حیات بیگانه

ما در کهکشانی زندگی می‌کنیم که بین 100 تا 400 میلیارد ستاره را در خود جای داده است و هرکدام از این ستاره‌ها توسط تعدادی از سیارات فرازمینی احاطه شده‌اند. تا همین اواخر پیش‌بینی میشد که احتمالا 200 کهکشان مختلف در معرض دید انسان قرار دارد. هریک از این کهکشان‌ها، صد‌ها میلیارد ستاره و هزاران سیاره دارند. اما تحقیقات جدید ناسا نشان می‌دهد که تصورات پیشین ما اشتباه بوده و احتمالا می‌بایست تصورات خود از این اعداد و ارقام را 10 برابر کنیم!

حتی اگر تعداد سیاره‌های حیات‌پذیر بسیار اندک باشد، ارقام مذکور حاکی از آن هستند که حیات بیگانه به طور قطع بر یقین در جایی خارج از زمین وجود دارد. اگر فقط 0.1 درصد از این سیاره‌ها قابل سکونت باشند، احتمالا همین حالا 1 میلیون سیاره از حیات پشتیبانی کرده و موجودات فضایی در آنان در حال زندگی هستند.

انریکو فرمی (Enrico Fermi) به عنوان فیزیکدان برنده جایزه نوبل، این تضاد را با عنوان پارادوکس فرمی (Fermi Paradox) مطرح ساخته و می‌گوید: بیگانگان کجا هستند؟

چرا هنوز هیچ اثری از بیگانگان نیست و ما انسان‌ها تاکنون به شواهدی از زندگی آنان دست نیافته‌ایم؟ برای پاسخ به پارادوکس فرمی، نظریه‌های متعددی ارائه شده‌اند و هریک به نوبه خود سعی دارند علت عدم کشف حیات بیگانه را تشریح کنند.

علت عدم کشف حیات بیگانه

یک فرضیه بالاقوه این است که حیات‌های هوشمند در سیاره‌های موجود در جهان، به علت وجود «فیلترهایی بزرگ» نمی‌توانند خود را در سایر نقاط جهان تکثیر کنند. در واقع فیلترهای بزرگ، عاملی مهم در عدم گسترش حیات از سیاره‌ای به سیاره‌های همسایه به شمار می‌رود.

فیلسوفی با نام نیک بوستروم (Nick Bostrom) می‌گوید که چندین مرحله تکاملی لازم است تا یک تمدن فرازمینی در سیاره‌ای شبیه به زمین، بتواند با سایر سیارات ارتباط برقرار کند. اما برخی موانع و فیلترها، موجب می‌شوند که یک گونه هوشمند همانند انسان، هیچ‌گاه نتواند از تمامی مراحل با موفقیت عبور کند. این نظریه، تا حد بسیاری می‌تواند علت عدم کشف حیات بیگانه توسط ما انسان‌ها را تشریح کند. نیک بوستروم در این باره می‌گوید:

در ابتدا تصور می‌کنید میلیارد‌ها میلیارد سیاره فرازمینی از حیات پشتیبانی می‌کنند. اما واقعیت چیز دیگری‌ست؛ چرا که ما انسان‌ها هنوز نتوانسته‌ایم هیچ نژاد دیگری همانند خود را در جهان قابل مشاهده‌مان کشف کنیم. از این رو به نظر می‌‌رسد که فیلترهای بزرگ به اندازه‌ای قدرتمند هستند که تمامی پیش‌بینی‌های ما را با واقعیتی تلخ مواجه می‌سازند: ما در جهان تنها هستیم؛ چرا که هنوز هیچ اثری از بیگانگان، وسایل نقلیه آنان و یا حتی اثراتی از حضور آنان در سایر نقاط جهان کشف نشده است.

علل اصلی عدم کشف موجودات فضایی

تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسان بر زمین، می‌تواند یکی محتمل‌ترین دلایل این مسئله باشد. در واقع دانشمندان معتقد هستند که فعالیت‌های مخرب انسان در زمین، هماند فیلترهای بزرگ و پر رنگ در عدم موفقیت ما در کشف موجودات بیگانه عمل می‌کند. دیوید والاس ولز (David Wallace-Wells) به عنوان یکی از روزنامه‌نگاران آمریکایی، این موضوع را در مقاله‌ای تحت عنوان «زمین غیرقابل سکونت» (The Uninhabitable Earth) مورد بررسی قرار داده است. او در این باره می‌گوید:

میلیارد‌ها سیستم‌ ستاره‌ای در سراسر جهان وجود دارد که ساکنین سیارات آنان به علت فواصل زمانی و مکانی بسیار زیاد، از وجود یکدیگر بی‌اطلاع هستند. در هریک از این سیاره‌ها، تمدن‌های پیشرفته شروع به شکلی‌گیری و تکامل می‌کنند و در زمانی کوتاه موجب انقراض‌هایی بسیار بزرگ می‌شوند. این تمدن‌های پیشرفته، به علت فعالیت‌های مخرب در جهان خود، هیچ‌گاه از وجود سایر تمدن‌ها مطلع نمی‌شوند. در واقع، فعالیت‌های انسان در کره زمین منجر به افزایش تولید گاز گلخانه‌ای شده و یکی از مهم‌ترین فیلترهای بزرگ در برقراری ارتباط با حیات بیگانه را ایجاد نموده است. تمدن‌ها متولد شده و به پیشرفت‌های چشم‌گیری هم دست پیدا می‌کنند، اما یک فیلتر زیست محیطی موجب می‌شود که آنان در سکوتی غمناک، انقراض خود را رقم بزنند. در تاریخ سیاره زمین نیز این فیلترهای بزرگ، چندین انقراض عظیم را به بار آورده‌اند. اما این پایان ماجرا نیست؛ چرا که انقراض‌های بعدی نیز در راه هستند.

دانشمندان بسیاری بر این باورند که ششمین انقراض بزرگ زمین نیز در راه است و فعالیت‌های مخرب انسان، بدترین سناریوی ممکن در وضعیت آب‌وهوایی را رقم می‌زند.

اگر این خطرات به یک تهدید واقعی تبدیل شوند، احتمالا ما انسان‌ها فیلتری بزرگ را پدید می‌آوریم و باید بگوییم که علت عدم کشف حیات بیگانه خود ما هستیم!

[ad_2]

لینک منبع